دیشب مامان جونم ساک سوغاتیها راجلو همه مون باز کرد ....البته من و ابجی و داداش کوچیکم شب قبلش سوغاتی های خصوصی ترمون را گرفته بودیم ولی بقیه اش را که جنبه عمومی داشتدیشب گرفتیم داد..به هرحال خیلی ضایع بود اگه جلوی بقیه مامان هیچی به ما نمیداد که...همه می فهمیدند که ما نظر کرده بوده ایم...... خلاصه کلی سوغاتی گرفتیم .تا ما خنده روی لبهامون بیاد که عجب مامان خوبی داریم هاااااا...
دست مامان جونم درد نکنه که واسه من و ابجی و داداش کوچیکم کلی چیز اورده بود...البته واسه ما دختراخیلی بیشتر...البته من چشمم هنوز دنبال اون سری کامل سایه و پودر و رژخوشکله است که مامان فقط دورنماش را بهمون نشون داده.....یکی نیست به مامانم بگه اخه مامان خوبم , وسیله ارایش از اسمش معلومه مال ارایشه دیگه...باید مصرف کنی تا خراب نشه....
اخه من کجا وسیله ارایش دارم.؟اصلا کسی دیگه ریمل و خط چشم و رژلب و کرم پنکک و خط لب را جزو ارایشیها میشمره؟....خلاصه حسابی رفتم توی کف این سایه چشمه که مامانم اورده...گرچه پای مامان بذاری میگه بعلا همینها را که دارید مصرف کنید تا بعد...حالا من بچه حرف گوش کنم و میگم چشم ولی ابجی کوچیکم که قبول نمیکنه....
مامان جونم یه پارچه لباسی خیلی خوشگلم واسم اورده که فعلا گذاشتمش کتار و دارم دنبال مدل للباس خوشگل واسش میگردم.......
خلاصه اینکه این روزها حسابی خوش خوشیم شده.. هی میرم جلو اینه با این چیزجدیدهام مانور میدم...راسیاتش این روزها خودم را بیشتر از همیشه دوست دارم...قربون خودم برم که همه چیز بهم میاد..... قربون مامان بابای نازم بشم که کلی پول بالای این چیزها واسمون داده اند تا ما حسابی ذوق مرگ بشیم......تازه بعضی ها ناشکری میکنند و میگند چقدر کمه...ایشالله کوفتشون بشه این سوغاتیها...
ولی من عاشق سوغاتیهای خودمم....مامانیییییییی....بابایییییییییییییییییی....دوستتوووووووووووون دارمممممممممممممم.
ایشاالله سریعتر برید مکه عمره و واسم بیشتر بیارید.
پ.ن: از دست این ابجی کوچیکم........ اومدم یه مطلب کوفتی را بنویسم اگه گذاشت بنویسمش..2 روزه می خوام اپ کنم ولی تا میام بنویسم صدای یکی بلند میشه که نقطه بیا پایین کارت دارند....بالاخره امشب اپش کردم