پ.ن: دیوانه...اینا میگم فقط واسه تو...میدونی وقتی فکر کردم تصادف کرده ای چی نوشتم..فک کردم چی شد..واست میذارم بخونش ..مال توئه..خیلی بدی..حس کردم مرده ای….نمی بخشمت منا کشتی با این کارت…
مال تو...
"و دنيا مرا نفرين كرد"
همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد
سریعتر از هر زمانی....
و درست وقتی که فکر میکردیم همه چیز خوبه یه حادثه همه چیز را با خودش برد...
و من این روزها در بیخبری کامل هستم...نگرانم و وحشت زده....
اینجا آسمان ابریست آنجا را نمیدانم...
اینجا شده پاییز آنجا را نمیدانم....
اینجا فقط رنگست آنجا را نمیدانم...
اینجا دلی تنگ است آنجا را نمی دانم...
نمیدونم باید چی بگم..خیلی ها اینجا را میخونند....کسایی که نمیخوام بخونند....کسایی که همیشه مسخره ام کردند.....کسایی که هیچ وقت درمورد احساسم باهاشون حرف نزده م....کسایی که هیچ وقت این جنبه ازوجودما نشناختند....نخواستم بشناسند و الان...اینجا مینویسم چون نمیتونم اروم باشم انگار نه انگار که اتفاقی افتاده....میدونم خیلی از اون نباید ها اینجا را میخونند لطفا فقط بخونید بدون هیچ منطقی در نقد کردن احساسم...
دیروز واسم اس ام اسی اومده بود از طرف ِ گوشی ِ... خواب الوده بیدار شدم... منگ خواب خوندم و دیگه آرامشی در کار نبود....میخواستم گریه کنم ولی نمیشد...بغضی قدیمی وجودم راگرفت..نماز خوندم شاید اروم بشم ولی.....احساس خوبی نداشتم..چیزی را که میترسیدیم....چیزی را که از فکر کردن بهش وحشتم میشد ....شب قبل از سفرش با هم در مورد خوابش حرف زده بودیم..نمیدونم باید چی بگم..احساس ناتوانی میکنم..میخوام بمیرم....
اخرین گفتگومونا میذارم نه واسه کسی....نه....فقط میخوام بعدا این روزا یادم نره.. یادم بمونه یه روزی دلم واسه کسی میرفت گرچه هنوزم که در حال نوشتنم امیدوارم اتفاق بدی نیفتاده باشه.....
-----: kholase halal kon
-----: jade
-----: dare
-----: partgah
-----: shomal
-----: nesfeshab
----- khab
نقطه: لوس نشو….حرفت جالب نبود
نقطه: من حلالت نميکنم اين يادت باشه
نقطه: هر موقع اومدي دوباره حرف زديم اونموقع حلال ميکنم
: man hamishe hes mikonam-----
: نيومدي هم هيچ وقت حلا ل نميکنم
-----: man hamishe hes mikonam ta 30 bishtar zende nistam
-----: ahmaghe man dari gerye mikoni
نقطه: ورم
: khejalat bekesh-----
: با چي ميري امل …. ؟
-----: mashine amin dostam
نقطه : ….. تو را جون دوتايي اروم برو
: bebinam chi mishe-----
: تو راخدا قول بده.... لوس نشو
اروم برو... زهرمار
------ bademjane bam afat nadare
-----: chashm
نقطه : اينا نگو تو را خدا....قول دادي ها
نقطه: اگه چشمات خوابش گرفت بزن کنار يکم استراحت کن باشه
------:ye khabe jaleb didam
------: tarif nakonam behtare
نقطه : هر خوابي ديدي بعدش بگو خيره
نقطه : لوس نشو….ميدوني که فوضولي ميکشتم... بگوديگه
-----: khabe aghamo didam
: خوب
-----: gir dadebood biya ba man berim
-----: nafahmidam raftam ya na
Shadi Shadi: خيره ...... مواظب خودت باش
-----: kholase badi khobi didi
-----: begzar dige
: ..... تو را خدا اينطوري نگو
: گفتم که من حلالت نميکنم تاتو بياي
: akharin forsatasa-----
این اخرین حرف زدنمون از پشت کامی بود...نمیدونم باید چی بگم..هیچی نمیدونم..فقط یه خواب بود ولی ..ولی نمیدونم چرا همه چیزا بهم ریخت...
اس ام اس های نیمه شبی حس خوبی نداره..همیشه خبرهای بد را نیمه شب به من داده اند..
فوت بابا بزرگما دمدمای صبح اوردند....اس ام اسی هم که توش درباره ی .... ماشین...صاحبش...گوشی که دست صاحب اصلیش نبود و ..نیمه شب بود ...منا برد به حرفهای پریشبمون....به خوابی که دیده بودی و صدقه ای که من بهش زیاد اعتقاد دارم ولی یادم رفته بود بگم بذاری کنار خودمم یادم رفت بذارم کنار...فقط میخوام همه چیز خوب باشه..چیز بیشتری نمیخوام....فقط میخوام سالم باشه..هیچ چیز دیگه ای نمیخوام...هیچی...فقط خوب باشه بدون هیچ خواسته ی اضافی...
پ.ن:خدا جون خیلی چیزا تو وجودم شکست..خیلی چیزا..یه چیزایی تو وجودم مرد که شاید واسه تو مهم نباشه ولی واسه من...سعی میکنم مثل همیشه بگم..بخندم..شوخی کنم...دوست داشته باشم ولی میخوام بدونی چیزی در من شکست که خوب شدنی نیست حتی اگه گذر روزها اونا کمرنگش کنه..
پ.ن:یادم باشه یه روزی یه جایی..یه زمانی...هر دومون اهنگ بردی از یادم دلکش را دوست داشتیم